چند وقتی هس که کلا نمی تونم به طور کامل به چیزی فکر کنم به جز آینده و درس.
برا همینه که نمی تونم بنویسم بازم از خاطرات گذشته. الان. درسته تابستون داره کم کم تموم میشه
اما من و دوستام فقط با کتاب و درس و کلاس بودیم هم جذاب بود هم یه کمی خسته کننده .
وقتی می خوام بنویسم کلا بعضی چیزایی یادم میاد که مجبور میشم پاکشون کنم وقتی اونی که
می خوای پستتو بخونه و اون نیس بخونه دیگ نوشتن بی معنی میشه برام .
نمیدونم چی بگم کلا با اینکه سکوت کردم اما سکوتم بالاتر از یه فریاد هس
تلخ و شیرین...
ما را در سایت تلخ و شیرین دنبال میکنید
برچسب: صدایم کن صدایت,صدایم کن صدایت خوب است,صدایم کن من فدای صدایت,
نویسنده:
بازدید: 78